عاشقانه
بی قرارت می پرد، هی می پرد پروانهات
آه حالش را نمی فهمد دگر دیوانهات
عشق چیزی مثل کشف تازهی یک شاعر است
سخت سنگین است، کم می آورد کم شانهات
یا که چیزی مثل بوی یک گل سرخ است عشق،
می شود با آن در عالم منتشر افسانهات
عشق آن ذوقی است در من تا که می بینم تو را
شعر می روید، به هرجایی که ریزد دانهات
شهد را باید که می پرسیدم از زنبورها
مزهی شیر و عسل دارد ولی صبحانهات
روزهای آخرِ پاییز و سرما می وزد
قند پهلو دوست دارم چای را در خانهام
23 آذر 1396
سیدحکیم بینش
+ نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ ساعت 16:9 توسط سید حکیم بینش
|