مثل های قرآنی

نویسنده: بینش

تهیه: خانم حسن زاده

پخش: 30دیماه 88

..........

بنام یگانه بی همتا. دوستان قرآنی سلام. خدا در قرآن مثل هایی برای ما و شما زده است که بوسیله آن بهتر بتوانیم مطلب را درک کنیم. که ما در بخش مثل های قرآنی به بررسی بعضی از این مثل ها می پردازم مثلی که امروز بررسی می کنیم مثل دین ستیزان است که در آیه 176سوره اعراف آمده است.

........

دوستان آیه 175 سوره اعراف از کسی صحبت میکند که آیات خدا را دور انداخته و بجای آن پيوسته هوس خود را دنبال کرده، و در ادامه آن آیه 176 چنين می گويد:

« و اگر می خواستیم او را با آیات خود بلند مي کردیم ولی او زمین گیر شد (یعنی اگر "ما" می خواستیم برای او تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم او را بلند می کردیم، ولی انتخاب به او دادیم و او به زندگی و مال دنیا دل بست) و پيوسته هوس خود را دنبال نمود، بنابر اين او مثل او مثل سگی است که اگر بار روی آن بگذاری له له می زند اگر هم آنرا رها کنی له له می زند. اينست نمونه کسانیکه آیات خدا را دروغ می پندارند. داستانهای واقعی را بگو با امید به اینکه اینها بينديشند».

.........موزیک

له له زدن سگ تنفس سريع است با دهانی باز و با زبانی معمولاً افتاده به بيرون از دهان.

سگ در حالت عادی ميان 30 تا 40 نفس می زند و در حالت له له زدن ميان 300 تا 400 نفس. سگ اغلب هنگام بالا رفتن دمای گرمای بدنش له له می زند تا خود را خنک کند، چون غده های عرقی کافی برای خنک نمودن خود ندارد.

بنابر اين با له له زدن خود را خنک می کند. در نفس زدن هوای خنک وارد بدن ميشود و هوای گرم از بدن خارج می شود و به اين وسيله خود را تهويه و خنک ميکند.

 

سگ علاوه بر دليل فوق که "بالا رفتن دمای گرمای بدن وی" بود، بدلايل زياد ديگری همچون تشنگی، شادی، خوشنودی، ناخوشنودی، برخورد ناگهانی با چيزی، کار و خستگی، درد های روانی و جسمی، اندوه و غيره نيز له له میزند.

این آیه قرآن می گوید  نمونه کسانيکه آيات خداوند را دروغ می پندارند مانند سگ است که چه بار روی آن بگذاری و چه آنرا بحال خود واگذاری در هر حال له له خود را می زند.

.........موزیک

همراهان بنابر شناختی که از سگ داريم معنی اين تشبيه اينست که فرد دين ستيز در هر حال دين ستيزی خود را دارد چه دين بنوعی با او کاری داشته باشد و چه نداشته باشد. ما امروزه درستی اين گفته آيه را در غرب می بينيم.

امروزه در غرب دين اساساً با کسی کاری ندارد، ولی دين ستيزان دين ستيزی خود را دارند. يعنی اين از سرشت آنهاست همانگونه که له له زدن سگ نيز از سرشت خود آنست و می تواند هيچ ربطی به کار و رفتار انسان با آن نداشته باشد.

 

 

جاده جوانی

نویسنده: بینش

تهیه: آقای موحد

تاریخ پخش: 28 دیماه 88

...........

دل از بهار خیال تو گلشن راز است

نگه به یاد جمالت بهشت  پرداز است

بنام تو که تمام زیبایی ها تجلی جمال توست.

          موزیک

دوستان جوان به رنگ عشق صمیمی ترین سلام هاره نثار تان باد.

       موزیک

سلام به شما که ای لحظه های قشنگ خوده اختصاص به جاده جوانی دادین.

       موزیک

جاده جوانی جاده ای اس به سوی فردای های زیبا. فردا هایی که شما می سازین.

جاده جوانی راهی اس که علی رغم پیچ و خم های زیاد امید به رسیدن در او زیاد اس.

جاده جوانی جاده صمیمی با قدم های شماس. ای جاده گامهای استوار و ثابت شما خوبان ره می طلبه. پس شما هم بزنین به جاده و با ما باشین.

         موزیک

اگه تا به حالی تصمیم نگرفتین حالی بگیرین. تصمیم بگیرین که با برنامه خودتان در تماس باشین. نمانین که جای خالی شما در برنامه احساس شوه. برنامه برنامه خودتان است. صدای صدای شماست. صدای خوش جوانی

      موزیک

تلفن ها و پلهای ارتباطی

    موزیک

روز گذشته از جوان و اعتماد به نفس گفتیم و یاد آور شدیم که اگه جوان به جزیره های ناشناخته وجود خود سفر نکنه و به استعداد ها و توانایی های خود پی نبره به خود ایمان نمی آوره و به خود باوری نمی رسه. امروز از ای سخن می گیم که جوانان خوده باور کنیم، به اونا اعتماد کنیم، به اونا شخصیت بتیم، به اونا هویت بتیم  و نگذاریم که فرصت جوانی جوانان از دست شان بره و جوانان بعد ها با حسرت زمزمه کنن

گذر کردم به دریا و در و دشت       جوانی هم بهاری بود و بگذشت

       موزیک

شما می دانین که یک جامعه به بازوان جوانان خود نگاه می کنه و چشم امید اش به اونا است و در یک خانواده مشاهده می کنین که با وجود جوانان اعضای خانواده احساس امنیت بیشتر می کنن.

ای ره هم می دانین که جوانی تنها شور و هیجان هایی نیس که در ای دوره وجود داره بلکه جوانی فصل شکوفایی اس، جوانی فصل توانایی هاس. ما انتظار داریم که جوانان شور انرژی خوده در مسیر شکوفایی خود و جامعه صرف کنن. اما ای انتظار برآورده نمیشه مگر ای که به جوانان اعتماد شوه، به اونا مسوولیت واگذار شوه و از اونا خواسته شوه که در زمینه های مختلف نقش بگیرن.

    موزیک

جوانان در کنار غرور و عصیان فکر روشن هم دارن، در کنار هیجان ها و شور و مستی های ای دوران خلاقیت و نبوغ هم دارن. چقدر شما والدین عزیز سعی کدین رگ خلاقیت و نبوغ جوان ره پیدا کنین.

درست اس جوانان در آغاز مسیر مثل رود خانه طغیان هم دارن ولی می شه ای انرژی جوانان ره مهار کرد. یکی از راههایش ای اس که جوانان ره خلاق بار بیاریم. یک راهش ایس که از کودکی در اونا احساس مسوولیت بوجود بیاریم. شما خوب می دانین که اونا مسوول تربیه نمی شن مگر ای که به اونا مسوولیت داده شوه. یعنی به اونا اعتماد شوه که از عهده کارها برآمده می تانن.

     موزیک

چرا می ترسین از ای که کار به جوانان واگذار شوه. فکر می کنین اونا خام و بی تجربه استن؟ فکر می کنین کم تجربگی اونا سبب می شه بازدهی کار پایین بیایه؟ کلگی می دانین که هر وقت کار ها به جوانان واگذار شده اونا با وسواس بیشتر انجام داده ان. از سویی خلاقیتی که در سنین جوانی اس در هیچ دوره ای مشاهده نمی شه. نگویین جوانان نمی تانن. جوانان سر نترس دارن، اونا محشر می کنن محشر و هرچه سختی ها و مشکلات و موانع سر راه شان باشه با اشتیاقی که به کار دارن بر طرف می کنن.

       موزیک

یکی از شعار های زیبایی که معمولا سیاست مدار ها می تن جوان گرایی و توجه به جوانان اس. جوان گرایی یعنی ای که جوان ره به میدان بیارن. به جوان پست و مسوولیت بتن. جوان گرایی یعنی در پست های مهم و منصب های مهم جوانان وظیفه بگیرن. جوان گرایی یعنی به کارگیری استعدادهای جوان. مثلا به یک جوان بگوین امنیت ای منطقه ره تو بگی. به دیگه جوان بگوین مدیریت ای پروسه باز سازی باتو. به یکی دیگه پیشنهاد کنن که به کمک دیگه جوانان در منطقه و محل خود در تأسیس کتابخانه و فعالیت های فرهنگی ایفای نقش کنن. باور کنین اگه به جوانان اعتماد شوه به قسمی که از تمام ظرفیت های جوانان استفاده شوه. نتیجه اش چیزی شبیه یک معجزه خواهد بود. اما متأسفانه در بسیاری موارد حرفای مسولان فقط شعار اس. از جوانان استفاده ابزاری می کنن. ده شوه. نتیجه ه شوه. و  فعالیت های فرهنگی ایفای نقش کنن. باور

         موزیک

جوان گرایی که در زمان پیامبر بود در هیچ دوره ای نبوده اس. اعتمادی که پیامبر به جوانان داشت و خود باوری که پیامبر به اونا می بخشید در تاریخ بی نظیر اس. پیامبر به هر که توانایی و اهلیت داشت مسوولیت می دادن. نمی گفتن فلانی سنش زیاد اس، فلانی قدرت داره، فلانی ثروت داره بلکه هرکس لایق تر بود به او بیشتر اعتماد می کد. ایشان اسامه 19 ساله ره به فرماندهی سپاه اسلام انتخاب کردن. یا عمروبن حزم را که جوانی 17 ساله بود به حیث والی نجران منصوب کردن و یا عتاب بن اسید را که جوان بیست و چند ساله بود به عنوان والی مکه که پس از مدینه مهم ترین پایگاه اسلام محسوب می شد منصوب کردن. در بعضی از غزوه ها که خود همراه سپاه اسلام از مدینه خارج می شدن اداره شهر مدینه را به حضرت علی می سپردن و ایشان را جانشین خود انتخاب می کدن

   موزیک

شما می دانین که از بزرگترین ضعف مدیریت ایس که مسوولیت به کسی که لیاقتش ره داره داده نشوه. بر یک منصب جوانی که لیاقتش ره داره انتخاب نشوه در عوض فردی که صاحب نام اس و لیاقتش هم از جوان کمتر اس انتخاب شوه. یا به خاطر حسادت، رقابت و خصومت های شخصی یک جوان لایق و متعهد کنار زده شوه. بعضی وقت ها بر ای که جوانی ره از پست و مقامی که شاستگی مدیریت شه دارن با انواع و اقسام تهمت ها و انگها پس می زنن. در حالیکه پیامبر(ص) می فرماید: هر که فردی را به عنوان مسوول بر ده تن بگمارد و بداند در میان ایشان فردی شایسته تر از او هست بی گمان به خدا و پیامبرش و همه مسلمانان خیانت کرده است.

          موزیک

درست اس حق گرفتنی اس. جوانا هم باید لیاقت خوده نشان بتن.توانایی های خوده نشان بتن. نشان بتن که قابل اعتماد استن. نشان بتن که ضعف ندارن. خیانت نمی کنن. اهل رنگ بازی نیستن.

جوانان باید ای قابلیت ره در خود ایجاد کنن که دیگران به اونا تکیه کنن. صرف ای که جوان استن زور و بازو دارن شایستگی نمی آره. زور و بازو و نیروی جوانی یک امتیاز بزرگ اس ولی در کنار ای امتیاز جوانان باید در کسب مهارت ها بکوشن. به قول خودشان آنلاین و به روز باشن.

          موزیک

کوه نتوان شد سد راه مقصود مرد

همت مردان برآرد از نهاد کوه گرد

جوانان باید از نهاد کوه گرد بر آرن و روحیه ای خستگی ناپذیر داشته باشن که دیگران به اونا اعتماد کنن. اونا باید با ای روحیه حرکت کنن که اگه کوهی مقابل شان قرار گرفت او قدر کوشش کنن که یا از او بالا برن یا از درونش تونل بزنن و یا در همونجه معدنی از طلا پیدا کنن. در ضمن ایمان داشته باشن که تا اراده هس راهی نیز هس.

            موزیک

      ..............

 

   

آموزه های سلامت

نویسنده: سید محمد علوی

تهیه: خانم بیات

تاریخ پخش: سه شنبه 29 دیماه 88

.........

چای سبز اشتیاق به زندگی را افزایش می‌دهد
محققان ژاپنی به تازگی دریافته‌اند نوشیدن مداوم چای سبز اشتیاق زنان و مردان سالخورده به زندگی را افزایش می‌دهد.
نوشیدن روزانه یک تا چهار پیاله چای سبز در زنان و مردانی که بیش از 60 سال سن دارند شادی‌آور و آرامبخش است.
چای سبز سرشار از اسید آمینه‌های تیانین است که با کمک گردش خون در سلولهای مغز نوعی حس آرامش را القا می‌کند.
محققان ژاپنی همچنین اعلام کرده‌اند نوشیدن چای سبز پریشانی روحی و اضطراب را کاهش می‌دهد و خاصیت ضد افسردگی دارد.
مسئولان بهداشت ژاپن با توجه به خواص آرامبخش چای سبز در نظر دارند نوشیدن این نوع چای را که ضد افسردگی است در خانه‌های مخصوص نگهداری از افراد سالخورده اجباری کنند.

……………………….

چند راه كار خانگي ساده براي علاج معده درد
سايت خبري تورنتو نيوز در مقاله پزشكي جديدي چندين راه كار خانگي ساده را براي درمان معده دردهايي كه عامل خطرناك مهمی ندارند ‌ارائه كرده است.
 در اين مقاله توصيه شده است؛ روزي دو بار از تركيب چاي، ليمو و عسل استفاده كنيد.
آب بنوشيد چون آب مواد سمي درون بدن شما را مي‌شويد و حركات روده‌ها را بهبود مي‌بخشد.
به خاطر داشته باشيد كه مصرف غذاهاي فرآوري شده مثل چاکلت و فرآورده‌هاي لبني در هنگام معده درد، مشكل شما را تشديد مي‌كند. به جاي اينها از مواد خوراكي سالم‌تر مثل سبزيجات و ميوه‌ها استفاده كنيد. اگر مرتب دچار معده درد مي‌شويد سعي كنيد روزانه پياده روي كنيد چون با اين كار سيستم گوارش شما سالم‌تر مي‌ماند.
……………………..

مصرف برخی موادغذایی توسط مادر باعث تغییر طعم و بی‌میلی نوزاد به شیرمادر می‌شود

مصرف برخی موادغذایی مانند سیر، پیاز، كلم، شلغم، لوبیای سبز، حبوبات، ریواس و زردآلو توسط مادر شیرده ممكن است، باعث تغییر طعم و بوی شیر شود.

یک عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی ایران با بیان این مطلب اظهار داشت: دل درد، نا آرامی و كولیت كه برخی از شیرخواران دچار آن می‌شوند، می‌تواند بر اثر غذایی كه مادر خورده است، به وجود آمده باشد.  همچنین بو و طعم موادغذایی وارد شده در شیر مادر ممكن است، شیرخوار را نسبت به خوردن شیر بی‌میل كند.

وی خاطرنشان كرد: برخی از مواد غذایی می‌تواند طعم و بوی شیر مادر را تغییر دهد كه می‌توان به سیر، پیاز، كلم، شلغم، لوبیای سبز، حبوبات، ریواس و زردآلو اشاره كرد و احتمال دل‌ دردهای ۲۴ ساعته شیرخوار را به وجود ‌آورد. در ضمن مصرف زیاد هندوانه، خربزه، هلو و دیگر میوه‌های نوبرانه، نرسیده و كال در ایجاد اسهال و دل ‌درد كودكان تأثیر می‌گذارند.

وی در ادامه افزود: گسترده‌ترین و اثرگذارترین موادغذایی كه باعث افزایش شیرمادر می‌شود را می‌توان به شبدر، بادام، كنجد، شاهدانه، دم‌كرده رازیانه، شیر، ماست و دوغ، ماءالشعیر، ماهی، كاهو و غلات پرك شده مخصوصاً جوی‌ پرك شده نام برد كه توصیه می‌شود به ‌صورت تلفیق ‌شده در كنار هم مصرف شوند

.............................

مصرف كرفس باعث برطرف شدن آكنه و جوش می‌شود

كرفس تصفیه كننده خون است و مصرف آن باعث برطرف شدن آكنه و جوش می‌شود.

كرفس حاوی ویتامین C است كه به تقویت سیستم ایمنی بدن كمك می‌كند.

كرفس حاوی موادی  است كه باعث كاهش كلسترول خون می‌شود و از ابتلا به سرطان جلوگیری می‌كند.

این گیاه به آرام شدن ماهیچه‌های اطراف رگ‌ها كمك می‌كند و باعث گشاد شدن رگ‌ها می‌شود.

با فضا‌هایی كه در رگ‌ها به وجود می‌آید، خون می‌تواند با فشار كمتری حركت ‌كرده و فشار خون بالا كاهش پیدا می‌كند. هم چنین استرس را نیز كاهش می‌دهد.

...................

تماشای تلویزیون عمر را کوتاه می کند
به ازای هر ساعت که به تماشای تلویزیون می پردازید احتمال مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی عروقی به میزان 18 % افزایش می یابد.
به ازای هر ساعت تماشای تلویزیون احتمال فوت به هر دلیلی 11% افزایش می یابد.
واقعیت این است که مشکل اصلی برنامه های تلویزیون نیست، بلکه زمانی است که شما بی حرکت مقابل آن می نشینید. منظور اصلی عدم تحرک لازم است که منجر به بروز انواع بیماری ها می شود.
در حالی که تحرک و به طور کلی فعالیت بدنی به هر سبکی منجر به کنترل وزن و پیشگیری از بروز بیماری ها می شود.
حتی افرادی که وزن نرمال دارند ولی بی تحرکند نیز در معرض خطر خواهند بود . چون قند و کلسترول خون این افراد بیشتر از دیگران است.
با این اوصاف باید گفت که رمز حفظ سلامتی داشتن تحرک مناسب است.
…………

تغذیه مناسب در دوران بلوغ، نقش بسیار مؤثری در سلامت دوران میانسالی دارد.

دوران بلوغ پرتحول‌ترین دوران زندگی از لحاظ جسمی و روحی است توجه به شرایط مساعد روحی و جسمی و تأمین نیازمندیهای این دوران، کیفیت زندگی در سالهای آتی زندگی را تضمین می‌كند.

چاقی دوران بلوغ را از عوامل مهم اضافه وزن در دوره‌های بعدی زندگی از جمله میانسالی است. رژیم غذایی مناسب و سالم در دوران بلوغ علاوه بر جلوگیری از چاقی، موجب استحکام و سلامت استخوان‌های بدن خواهد شد.

رژیم غذایی نوجوانان در این سنین باید متناسب با فعالیت ذهنی و جسمی روزانه وی و مشتمل بر تمام گروههای غذایی باشد.

کار شناسان تغذیه می گویند که تنظیم یک رژیم غذایی متعادل و مناسب در کنار انجام حرکات ورزشی منظم و مداوم، اهمیت بسیار بالایی دارد و به طور کلی تغذیه سالم همراه با ورزش، سلامت بدن را تأمین می‌کند.

آنها تأکید می کنند که سبزی‌ها منبع مناسبی از ویتامین‌ها و املاح همچنین سرشار از خمیرغذایی هستند که نقش عمده‌ای در سلامت بدن دارند.

 

جاده جوانی

نویسنده: بینش

تهیه: آقای موحد

تاریخ پخش: 26 دیماه 88

........

ای مهربان ترین با نام تو آغاز می کنیم که به تو توکل کرده باشیم

       موزیک

سلام به افغانستان

سلام به شما جوانان رشید

و سلام به تمامی همسفران جاده جوانی

     موزیک

شما جاده جوانی ره می شنوین اینجا صدای همدلی است. از شما دعوت می کنیم که 45 دقه بزنین به جاده و رفیق راه ما در ای بزم عصرانه باشین.

                موزیک

جاده جوانی یک بزرگراه دو طرفه اس. همو قسم که قبلا هم بارها گفتیم، ما مشتاق شنیدن صدای گرم شما استیم. پس شما هم با پیشنهاد های خوب و سازنده تان ما ره یاری کنین. دست های تان ره بر همکاری و همدلی می فشاریم و سپاسگذار تان استیم

......موزیک.........

تلفنها و پلهای ارتباطی

....موزیک..

یک واژه اس که گاهی در روابط اجتماعی جای خالی اش به شدت احساس می شه. اگه گفتین چه کلمه ای؟ زیاد سخت نیس. بر ای که با دیگران روابط خوب داشته باشیم به او نیاز است. درست اس. اعتماد! اگه می خواهیم زندگی خوب داشته باشیم و باهم بتانیم کار کنیم باید به هم اعتماد کنیم. شاید شما هم جای خالی شه گاهی در روابط تان با دیگران احساس کنین. پس لازم اس که در ای باره هم حرف بزنیم. به همی خاطر موضوع ای هفته ره اعتماد انتخاب کدیم که محور بحث امروز ما اعتماد سازی است.

....موزیک.......

بلی آ اعتماد داشتن و اعتماد کردن به هم یک نیاز اس. حتما حدث می زنین اگه کسانی که باهم در یک جایی زندگی می کنن به هم اعتماد نداشته باشن چقدر زندگی شان سخت تیر می شه. شاید هم گذران زندگی غیر ممکن شوه. شما یک خانواده ره فرض کنین در ای خانواده شوهر به زن اعتماد نداشته باشه و زنه به شوهر، همینطور بیادر به بیادر و خوار به خوار. کارهای شان سری و مرموزانه باشه و از مسایل مهم زندگی شان به یکدیگه خود گپی نزنن و کسی از کار کسی خبر نداشته باشه. از سویی هیچ کسی هم نسبت به کار دیگری احساس مسوولیت نکنه. به نظر شما ای زندگی چقه دوام پیدا خواهد کرد؟

.......موزیک........

شما کلید خانه تانه به همسایه تان می تین چون به او اعتماد دارین. درباره بعضی از مشکلات تان که با دیگران نمی تانین گپ بزنین با بیادر و یا دوست صمیمی تان گپ می زنین چون به اونا اعتماد دارین. پدرتان کلید الماری دفتر خوده به شما می ته چون به شما اعتماد داره. اگه احساس کنین که همسایه تان با شما صداقت نداره و یا بیادر تان امانت دار خوبی نیس دیگه شما به اونا اعتماد نمی کنین. اینجه دیگه دیوار بی اعتمادی بین تان ساخته می شه. دیواری اگه ساخته شد خراب کدنش بسیار سخت است. 

 .......موزیک.......

مردم به بانکها اعتماد دارن پیسه های خوده ده بانک می مانن. شما به دوست پدر خود اعماد دارین سند های خوده پیش او می مانین. رییس شعبه به کارمندای خود اعتماد داره مسوولیت های بزرگی ره به اونا واگذار می کنه. اگه دیوار بی اعتماد بین بانکها و مردم و شما و دوست پدرتان و رییس شعبه و کارمندایش بالا بره نتیجه اش بر ما و شما حتی قابل تصور نیس.

......موزیک......

شما سعی می کنید آدم صادق راستگو، خوش‌قول، امانتدار، وفادار و منطقي باشين.  به ای خاطر که می دانین اي صفت‌هاي خوب شما ره  شخص قابل اعتماد مي‌سازن. خوب اس بدانین که قبل از ای که عشق و محبت بین آدمها پیدا شوه، اعتماد بوجود می آیه. یعنی پيش از  پیدا شدن اعتماد، هيچ دوستي يا محبتي اتفاق نمي‌افتد. وقتي به کسي علاقه پيدا مي‌کنين، پيش از اعتماد به او، نمي‌تانين علاقه خوده به او ابراز کنين و اگه اي کاره بکنين، احتمال پشيماني تان در آينده بسيار زیاد خواهد بود.

       موزیک

پرواز من به بال و پر توست زینهار

مشکن مرا که می شکنی بال خویش را

ای بیت به قسمی می گه که باید به همدیگه اعتماد داشته باشیم. تو یک بال پیشرفت استی و مه یک بال دیگه اش. اگه به مه اعتماد نکنی پرواز ممکن نیس. اگه به خاطر بی اعتمادی مره بشکنی در واقع بال خوده شکستانده ای. شما وقتی در جامعه زوم می کنین می بینین که روز به روز بین مردم دیوار بی اعتمادی بلند و بلند تر می شه. مردم کمتر به همدیگه اعتماد می کنن. مغازه سر کوچه تان به شما کمتر اعتماد می کنه چون چند دفه پیشش بد قول شدین. دوست تان به شما پیسه قرضه نمی ته چون فکر می کنه شما بد آق استین.

      موزیک

درست اس بين يک شخص با شخص ديگه، بايد اعتمادی وجود داشته باشه تا اونا بتانن در کنار هم، با آسايش و اطمينان زندگي کنن. دوام دوستي‌ها، روابط خانوادگي و زندگي معمولي در اجتماع، در گرو حفظ همی اعتماد اس. سوال اینجه اس که همی اعتماد چه قسمی بوجود بیایه؟

دوستان يک اصل اخلاقي به ما مي‌گه: «همه افراد خوبند، مگر اي که بدي اونا ثابت شوه اما اي اصل نمي‌گه که کلگی به يک درجه خوبن. از طرف ديگه، در هر جامعه‌اي کسایی استن که که ظاهري خوب دارن، ولی در باطن چنين نيستن. بعضی وقت‌ها در زندگي از کسایی ضربه خورده ایم که فکر مي‌کدیم خوب استن اینجه اس که اعتماد ما به بسیاری از اشخاصکه ظاهر خوب دارن سست می شه.  بسياري از ما و شما، چوب اعتمادهاي بي‌جاي خوده  خورده‌ايم. پس چه بايد کد؟ آيا بايد به همه اعتمادکد؟ يا بايد به همه بي‌اعتماد بود؟

موزیک

 

          موزیک

آن زمان چه زیبا بود تا کسی کمک می خواست

خانه خانه می دادند کاسه کاسه یک رنگی

بر ای که اعتماد باشه باید یک رنگی باشه. شما به آدمها دو چهره و چند چهره اعتماد نمی کنین. به کسایی که اهل لاف و پف و پتاق اس اعتماد نمی کنین. به کسی اعتماد می کنین که ظاهر و باطنش یکی باشه. پیش شما یک نقش و پیش دیگری یک نقش دیگه بازی نکنه. به کسی اعتماد می کنین که فقط اهل حرف نباشه. بنابر این یک رو و یک رنگ بودن عامل مهمی در اعتماد سازی اس.

        موزیک

متأسفانه بعضی وقت ها رفتار نادرست والدین مثل تشر و تحقیر جوان بین اونا و جوان شان دیوار بی اعتمادی ره بوجود می آره. لذا جوان به والدین خود اعتماد نمی کنه بسیاری از واقعیت ها ره از اونا پت می کنه چون فکر می کنه اگره اونا بدانن اوره تنبیه می کنن، و یا دیگه به او اعتماد نمی کنن که کاری ره واگذار کنن به همی خاطر به جایی ای که به والدین خود اعتماد کنه در بیرون از خانه به کسایی که ممکن اس دام هایی ره سر راه جوان ها هموار کده باشن اعتماد می کنن. نتیجه شه شما می دانین و شنیدین که بسیاری از مجرمان اجمتاعی اعتماد بی جای به دوستان خوده دلیل کشیده شدن به راه های خلاف عنوان می کنن.

        موزیک

شما از کسي که مي‌خواهين به او اعتماد کنين، چه انتظارهايي دارين؟

حتما مي‌خواهين با شما صادقانه برخورد کنه، مي‌خواهين هرگز از او دروغي نشنوين، مي‌خواهين او خوش قول باشه، مي‌خواهين امانتدار باشه، مي‌‌خواهين در روابط با شما معقول و منطقي باشه، مي‌خواهين در پيمان دوستي‌تان وفادار باشه، دیگه چه انتظار هایی دارین؟

انتظارهای شما بر آورده نمی شه مگر ای که شما هم انتظارهای طرف مقابل خوده  بر آورده کنین یعنی زمانی میشه فرهنگ اعتماد سازی ره نشر و گسترش داد که دو طرف کاملا در جهت اتظارات منطقی هم پیش برن. مثلا اگه می خواهین پدر و مادر تان به شما اعتماد کنن شما در جهت جلب ای اعتماد کوشش کنین. فرض کنين، مي‌خواهين براي جشن تولد دوستتان به خانه‌اش برین. بايد جایی ره که می رین  و زمان رفت و برگشت خوده به  والدين خود بگويين، در رعايت اين زمان‌ها کوشش کنین و سر راه خود به جاي ديگري نری. بدون تعجيل، سر وقت برین و بدون تأخير، سروقت هم پس بیایین. در عوض والدین هم به قول و قرار هایی که داده اند پای بند باشن. ای قسمی اعتماد متقابل مستحکم می شه.

       موزیک

جاده جوانی

نویسنده: بینش

تهیه: آقای موحد

تاریخ پخش: پنجشنبه 24 دی ماه 88

.............

شروع سخن با نام تو زیباست ای زیبا آفرین.

           موزیک

 با یک سلام دیگه بغل بغل صفا و صمیمیت ره نثار تان می کنیم

و از صمیم قلب می گیم سلام افغانستان

سلام جوانان غیور

سلام مردم سلحشور

    موزیک

درست اس که هوا سرد است اما نگاه ها و دلها به محبت هم دیگر گرم اس.

درست اس که سرمای زمستان بیداد می کنه اما گرمای بزم محبت شما عزیزان سوز سرما ره از بین می بره.

خوشحالیم که امروز هم با شما همسفریم. جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم

         موزیک

می دانین بزرگترین برکت زندگی چیس؟ درست اس ایس که می تانیم به هم دیگه عشق بورزیم

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است

تا در آن دوست نباشد همه دلها خفته است

از ای که به ما خط نوشته می کنین و با ما تماس می گیرین، تشکر.

  موزیک

بلی موضوع جاده جوانی تحمل است. امروز هم از تحمل گپ می زنیم و شما ره مهمان حرفایی از ای جنس می کنیم.

        موزیک

دوستان جوان شما می دانین که جنس الماس و زغال سنگ هردو کربن است. اما چرا یکی الماس شده و دیگری زغال سنگ، یکی از جواهر قیمتی شده و دیگری فقط به درد سوزاندن می خوره؟ دلیلش ایس که یکی تحت فشار قرار گرفته و دیگری نه. یکی با تحمل فشار شده الماس و دیگری که از تحت فشار قرار گرفتن گریخته و یا تحت فشار کمتری بوده شده زغال سنگ. مشکلات و سختی های می تانه انسان ره به موجود با ارزش تبدیل کنه. به الماس های گرانبها تبدیل کنه شرطش ایس که تحمل خوده بالا ببریم و از مشکلات فرار نکنیم.

    موزیک

درخت صبر و تحمل میوه بسیار شیرین داره. طعم ای میوه ره کسایی چشیده اند که ای درخت ره در وجود خویش خوب پرورش داده ان. کسایی که زندگی موفقی دارن و دارای فضل و کمالات استن در زندگی همیشه از صبر و تحمل کار گرفته ان. اونا بحران ها ره تحمل کده و میوه صبر خوده می خورن. اونا از بلا نگریخته و به حاشیه امن جاده پناه نبرده اند بلکه اونا فراز و فرود های راه ره تحمل کرده و به مقصد رسیده ان.

اندر بلای سخت پدید آید

فضل و بزرگ مردی و سالاری

        موزیک

دوستان جوان یک مثل هندی می گه: در غیاب باد یک توده پنبه مثل یک قله کوه استوار اس. بعضی که اهل لافند تا در فضای امن قرار دارن رجز های زیاد می خوانند اما وقتی که اوضاع کمی تغییر می کنه دو پای دارن و چند پای دیگه قرض می کنن و از معرکه می گریزن. اونا ظرفیت تحمل پذیری خوده بالا نبرده ان. کاسه صبر شان زود لبریز می شه، با کمترین فشار های زندگی آه و ناله شان به آسمان بلند می شه. دلیلش ایس که تا توانسته اند از مشکلات فرار کرده اند از بحران ها و سختی ها فرار کرده اند و مثل شما به سختی ها و رنجهای زندگی سلام نکرده اند. مثل شما به پیشواز بحران های زندگی نرفته ان. لذا مثل توده پنبه با کمترین بادی فرم شان به هم می ریزه

        موزیک

اگه می خواهی که به همواری برسی باید که ای تپه ها و ای فرازها و فرود ها ره پشت سر بانی. درست اس مانده می شی، گاهی ممکن اس در قرخی ها پای هایت بلغزه، گاهی ممکن اس در فراز ها از نفس بیفتی اما چیزی که توره به هدفت می رسانه یک چیز است. او پایداری و ثابت قدم بودن اس. شما در مثل ها دارین که هیچ مشکلی نیست که آسان نشود. هیچ راهی نیست که به پایان نرسد. منتها باید رنج را به جان خرید تا به گنج رسید.

گرت پایداری است در کارها

شود سهل پیش تو دشوار ها

          موزیک

تحمل ای نیست که وزنه ای بر روی ما قرار داده شود، و ما دم نزنیم. بلکه تحمل آن است که وزنه را بلند کنیم. اگه کوهی از مشکلات به روی ما بیفته و ما فکر کنیم که بدون تلاش می تانیم از زیرش نجات پیدا کنیم، سخت در اشتباهیم. کسایی پیروز می شن که وقتی کوهی بر خورد می کنن دیگه متوقف نمی شن. یا نقب می زنن و یا از او بالا می رن. تحمل ای نیس که صبر کنیم کوه خود به خود از سر راه ما کنار بره بلکه مقاومت خوده بر مقابله با او زیاد کنیم و در بالا رفتن از او استقامت کنیم

بزرگی می گه: برنده هیچ وقت تسلیم نمیشه و تسلیم شونده هیچ وقت برنده نمی شه.

   موزیک

شما قبول دارین که مردان بزرگ زاده نمی شن بلکه ساخته می شن. هیچ فکر کدین که چه اوناره می سازه؟ درست اس اونا سختی ها ره به جان می خرن با مشکلات دست در گریبان می شن و یکی از ویژگی های شان هم ایس که با مصیبت ها احساسی بر خورد نمی کنند. ای که انسان در یک مصیتبی به عنوان مثال گریه کنه و یاعواطف خوده نشان بته، با ای که با یک مسأله احساسی برخورد کنه فرق می کنه. کسایی که اهل صبر و تحمل استن مثل همه احساسات نشان می تن عواطف شان تجلی می کنه ولی با قضیه احساسی بر خورد نمی کنند، بلکه عاقلانه و منطقی بر خورد می کنندهمی احساسی بر خورد نکردن است که میوه شیرین برداشت می کنن. مثل حضرت زینب (س)که اسوه صبر و مقاومت اس

       موزیک

   دوستان جوان درباره تحمل یک دیگه شما حرف و حدیث زیاد شنیدین. در یک جامعه افکار و سلیقه های مختلفی وجود دارن. بعضی از افکار ها و سلیقه ها با افکار و سلیقه های ما در یک خط نیستن. مه یک سلیقه دارم، بیادرم یک سلیقه دیگه. مه نمی تانم اوره مجبور کنم که مثل مه فکر کنه. بر ای که با او زندگی مسالمت آمیز بدون تنش و جنگ و دعوا داشته باشم باید که به عقاید و افکار او احترام بانم ضمن ای که عقیده حفظ می کنم. بهتر بگویم ما باید هم دیگره تحمل کنیم. حتی اگه افکار ما با هم فرق داشته باشه و مخالف هم باشه. باهم مناظره بکنیم، بحث بکنیم، اما به هم و افکار هم توهین نکنیم. از هم انتقاد بکنیم و در برابر انتقاد انعطاف پذیری هم داشته باشیم. تا کسی فکر و نظر ما ره نقد کرد و یا اثری ما ره نقد کرد صبر و تحمل خوده از دست نتیم. راه ره به مخالف خود نبندیم و فضاره بر او تنگ نسازیم.

     موزیک

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سر زنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

یکی از جای های که صبر ما میوه می ته، جایی اس که از ما انتقاد میشه. وقتی از شما انتقاد می شه شما چه واکنش نشان می تین. دیگ غضب تان به جوش می آیه یا ای که با برد باری انتقاد هاره می شنوین. روشن اس زمانی که ضعف های خوده قبول کنیم و از کسی که عیب های ماره می گه سپاس گذار باشیم و در صدد رفع اونا باشیم میوه مطلوب ره هم می چینیم. در هر صورت ما چه بخواهیم و چه نخواهیم یک عده ای همواره از کارهای ما انتقاد می کنند چه خوب است که آمادگی انتقاد ره داشته باشیم.

    موزیک

ایستگاه اول

با سلام وعصر بخیر به شما جوانان عزیز. با ایستگاه اول مهمان محبت های تا هستیم. نعیم جان از غزنی نامه زیبایی نوشته کرده که باهم می خوانیم.

         موزیک

من یک کارگاه خیاطی دارم که چندین نفر در آنجا مشغول کارند.  تا چند سال پیش این موقعیت حالا را نداشتم شاید بهتر باشد بدانید که من همیشه برای خودم تأسف می خوردم چون وارد بیست سالگی شده بودم ولی نه پیسه ای داشتم و نه تحصیلات بالایی و نه شغل و کاری. یک روز همینطور در چرت فرو رفته بودم که یکدفعه به ذهنم رسید که در میان افراد موفق کسایی بوده اند که شرایط شبیه مرا داشته اند. همینجا بود که تکان خوردم. چرا که فهمیدم بسیاری از افراد موفق از امکانات بسیار کمی شروع کرده اند و داستان زندگی بیشتر آنها داستان زندگی کسانی است که از صفر شروع کرده و کارهای بزرگی در زندگی انجام داده اند.

       موزیک

نعیم جان در ادامه نامه خود نوشته کرده است:

یکی از تأسف هایی که می خوردم به این خاطر بود که فکر می کردم استعداد کافی برای انجام کاری را ندارم. نمی تانم یاد بگیرم ، یا با دیگران ارتباط برقرار کنم و یا کاری خوبی برای خود پیدا کنم. وقتی با سن و سال بالا شاگرد خیاط شدم، فکر می کردم دیگران یک رقم دیگر به من نگاه می کنند. تا اینکه متوجه شدم بسیاری از کسایی که موفق هستند شرایط مثل من داشته اند و توانسته اند بر فضای حاکم پیروز شوند و از استعداد ها و توانایی های خود استفاده کنند.

        موزیک

این نامه را برای این نوشتم که دوستان جوان بدانند، هر چیزی که می خواهند بدست بیارند، باید به تنهایی به دست آورند. کسی برای شما کاری انجام نخواهد داد. کسی به شما میدان نخواهد داد مگر اینکه خود را نشان بدهید. اگر شما در یک مسابقه فوتبال در یک گوشه ایستاد شوید نه کسی به شما پاس می دهد و نه توپ پیش پای شما می آید. برای اینکه فرصت ضربه زدن به توپ را پیدا کنید باید به دنبال آن بدوید. شما اگر بخواهید هیچ چیزی مانع تان شده نمی تانه. نه کم پیسگی، نه کمی تحصیلات، نه دیگر کمبودات.

  موزیک

مسابقه قه قه

س1: با معرفی 16 چهره جدید کابینه رنگ عوض کرد، درباره این جمله نظر خود را بگویید.

1.  به نظر مه 16 چهره رنگ مال معرفی شده

2. مه فکر می کنم اینجه رنگ بازی شده.

3. کابینه همو کابینه اس فقط رنگش عوض شده  

4. 16 چهره ، 16 رنگ!. مالوم نیس ملت چه قسم رنگ می شه.

...........................

 

س2: بن لادن کجاست؟

1. مگر اشتوک است که گم شوه؟!

2. هرجای است کو است. کته کلانای دنیا خودشان می دانند که کجا اس

3. شنیده ها می گه که اوباما گفته بیا با ما باش ما برت یک تورا بورا در خود امریکا جور می کنیم

4. نی بن لادنی گم شده و نی کسی دنبالش می گرده. جنگ سر دیگه چیز اس.

............

س3: اوباما دستور اعمال اصلاحات در امنیت داخلی امریکا را صادر کرد این جمله را در یک جمله تفسیر کنید.

1. امنیت مملکت خوده نمی تانه تأمین کنه باز می گه ما امنیت دنیاره تأمین می کنیم

2. دنیا توپ گرد چه کسایی شده که می خواهه شوتش کنه

3. او باید از اول تیغ اصلاحات ره به سر خود امتحان می کد.

4. جمله واضح اس نیاز به تفسیر نداره

............

س4: مشاور براون گفته اعتبار ما در خاور میانه افزایش یافته است ای گپ صحیح اس؟

1. مگر اعتباری هم داشته که زیاد شده باشه

2. مثل ای که مشاور صاحب از دنیا بالکل بی خبر اس یا ای که نمی خواهه گپ ملت ها را بشنوه.

3. مشاور صاحب درست گفته اند. اعتبار اونا از حیث ای که رفتار شان مایه عبرت است زیاد شده.

4. مشاور صیب! انمی تو گزارش های غلط و مشورت های غلط دادین که دنیاره خراب کدین.

..............

س5: مصراع دوم شعر را کامل کیند.

م: گه چو سنگی و سر شعر مرا می شکنی

1.  گه چو آغوش کفن نرم ولی پر محنی

م: معنی تازه به این واژه پر دبدبه ده

2. خوش قماری است بزن هرچه شود یک شبه ده

م:اقلا وند بزن وند که محبوب شوی

3. در قطار فضلا باز تو محسوب شوی

م: خویش را در دل آیینه تماشا می کرد

4. شاعری یک شبه یخدان دلش وا می کرد

................

س6: بیشترین هم و غم یک کته کلان چه اس

1. ایس که خشوی جگر سوز زیاد داشته باشه.

2. ایس که چه کسی ره منفک کنه که خسور بره خوده جایش بانه

3. ایس که چرا ملت می گن سوختاکه نداریم. همی سوختاکه هایی که مابین بخاری می پرتم مگم سوختاکه نیس.

4. ایس که چرا ملت از ما توقع دارن در حالی که خود ما سیر نمی شیم.

.............

س: شما که به خیاط مراجعه کنید به او چه سفارش می کنید؟

1. مه خو یک جیب مخفی سفارش می کنم که پیسه هایم از دست سیاسرم در امان باشه.

2. مه سفارش جیب های کلان می تم. آخر می خواهم مامور دولت شوم، دیگه شه خودتان می فامین

3. مه به حیث بچه غریب می گم بیادر بر مه هیچ جیب جور نکو چون چیزی ندارم که اونجه بانم

4. مه می گم بیادر تو غیر از جیب دوختن دیگه چیز هم می دوزی.

..............

س7: شما اگه یک داور فوتبال بودین چه قسم داوری می کدین

1. مه اول کفش بازی کن ره پای می کدم باز درباره بازی اش داوری می کدم.

2.  بستگی داشت که مره چند می خریدن و کدام تیم بیشترین پیشنهاد ره می کدن

3.  مه خوب داوری می کدم و هر سو توپ می رفت به نفع همو طرف می گرفتم

4. مه لازم نمی دیدم 22 نفر پشت یک توپ خیز کنن بر هر کدام یک توپ می دادم.

..............

س8: داغ ترین خبر محله شما چی اس؟

1. کوکوگل و نفس گل بازهم بر سر اولاتای خود موی های همدیگه کش کدن

2. در هفته که تیر شد هیچ پوست کچالو و پیاز و زردگی مابین جویچه محله ما مشاهده نشد و این سوال را ایجاد کرد که مردم چه خورده اند آیا کیله خورده اند پس پوست کیله ها کجاست؟

3. برات لب کته یک گلدانی خریده تا دیگه زیر گلم شان سوزی نکاره

4. د محله ملت کاسه های کلانی را بالای بام های خود مانده اند مه خو نمی فامم اونا می گن ما بین ای کاسه ها سیل و سات تیری اس.

............

 

سخنان بزرکان

بعضی ها ره از سر راه بر می دارن تا بعضی های دیگه ره بر سر راه بانن.

        موزیک

امید وارم شما مثل  بعضی ها که برای رسیدن به داد ، بیداد می کنند، بیداد نکنین.

     موزیک

اگه می خواهی فکر فاسد نشوه اوره مابین یخچال بان

     موزیک

بعضی از سیاسر ها مثل موج تلاطم دارن بعضی از مرد ها هم مثل صخر تحمل.

            موزیک.

بعضی ها به هم می خورند بعضی ها با هم

        موزیک

برای ای که گپهای پخته بزنم نام خوده ده کورس آشپزی سیاه کدم

          موزیک

می فامی که هیچ وقت فراموش شدگان فراموش کنندگان ره فراموش نمی کنند

     موزیک

نیک به سعادت اونایی که مغز ندارن، چون دچار ضربه مغزی نمی شن

 موزیک

تو هم آینده نگری می کنی که خنده های خوده بر آینده نگاه می کنی

        موزیک

بعضی از کته کلانا کرن فکر می کنند ملت لالن و حرف نمی زنن

        موزیک

دنیاس دیگه بعضی ها فکر شان به جایی نمی رسه بعضی ها هم دست شان.

   موزیک

تو چرا راه پیسه دار شدن ره پخته نمی کنی؟

       موزیک

وقتی پیسه شروع به گپ زن می کنه خیلی ها چپ می شن.

   موزیک

بعضی ها او قدر خوده چاق جلوه می تن که دیگه در قلب ما جای نمی شن.

    موزیک

بعضی خیاط نیستن ولی خوب به آدم وصله می چسبانن.

.........................

 

 

 

....................

استاد شاعر

م: استاد شاعر وقتی می آیه توفان می شه. کشتی قافیه دیگران به صخره ها می خوره و چه می شه و چه میشه. وقتی استاد قفل از زبان می گیره دیگه  ای کلمات است که در دیگ طبع استاد شوروا میشه. مه دیگه گپ نمی زنم و می خواهم از شوروایی که امروز بر ما پخته می کنه بچشیم

استاد: مه سلام می کنم به ملت قافیه خیز، قافیه پرور و شاعر دوست. دیگ طبع مه که به جوش بیایه دیگه مالوم است که ملت شلغم شوروایی بسیار لذیذ خواهند خورد. امروز هم ای افتخار نصیب مه شده که شما ره مهمان کنم به عرایضم در مورد شعر رسیده.

م: استاد شعری از یک کته کلان رسیده. نوشته کده که جلوی آیینه ایستاد شدم و جوانی های خوده نگاه کدم و این شعره سرودم. شما بخوانین بهتر است.

استاد: از خاصیت آیینه ای است که خود آدم ره نشان می ته. شاید در هیأت یک وجدان. کاشکی کته کلانا کل شان پیش آیینه وجدان خود ایستاد می شدن و کمی به خود می آمدن. یک اکو بتین که شعره بخوانم.

..................

من اگر جذرم اگر مد، به تو چه
من اگر خوبم اگر بد، به تو چه
تو و آن کله ی بی مو، چه به من
من و این موی مجعد، به تو چه
باز بگویند که چوکی زده است
کرده ام تکیه به مسند، به تو چه
توهم ای دوست مخور رنج کسی
به بلا کس که ندارد، به تو چه
نفس ملت اگر زیر فشار
رود و باز نیاید، به تو چه

..........

م: استاد ای هم یک قسم دیالوگ با وجدان اس. هر چه وجدان می گه ایتو بکو او می گه به تو چه؟

استاد: مه به شما جوانکها پیشنهاد می کنم که دیگه از لوظ اجنبی مثل دیالوگ استفاده نکنی. ای روشنفکری شما کار دست تان می ته. هموتو بی خلته لغت اجنبی فیر می کنین مالوم نیس کجاره می خواهین فتح کنین.

م: اجازه بتین که مه بیت بیت بخوانم و شما شرح بتین

من اگر جذرم اگر مد، به تو چه
من اگر خوبم اگر بد، به تو چه

استاد: جواب بسیار سر بالاو محکم است. ظاهرا دندان وجدان بیچاره هم خرد شده. جواب انمی تو باید دندان شکن باشه. وقتی وجدان می گه که تو گاهی از غرور سر خود بالا می گیری مثل مد و گاهی از تواضع مثل جزر دریا استی چرا ای قدر گاهی خوب استی و گاهی ای قدر بد و جواب دندان شکنی از به تو چه وجود نداره. بعضی از انمی قسم وجدان های مداخله گر اس که نمی مانه بعضی ها به جای های بالا برسه.

م: استاد شما حق ره به کته کلان دادین نی به وجدانش.

استاد: به تو چه.

م: اما بیت دوم
تو و آن کله ی بی مو، چه به من
من و این موی مجعد، به تو چه

استاد: وجدان می گه بیخی از دست تو کل شدم که در جواب یکی دیگه از دندانهایش خرد می شه که به تو چه نمی تانی ببینی که دنیا به مه روی آورده و ای کاکل مجعد ره به سرم زده.

م: باز بگویند که چوکی زده است
کرده ام تکیه به مسند، به تو چه 

استاد اینجه ظاهرا دیگران هم کته کلان ره طعنه می ته که زمانی که دستت به چوکی نرسیده بود چطو بودی و چطو شعار می دادی ولی حالی چوکی زده شده ای درست اس.

استاد: میشه شما مجری گک ها پای خوده از مابین بوت های ما کلان ها بکشین و بانین که ما خودما شعر ها ره تفسیر کنیم. بدک نبود تفسیر تو هم بدک نبود ترشی نخور. انمی قسیم اس که گفتی و ای گپ ره وجدان یاد آوری می کنه که در جواب می شنوه حالی که مه به مسند تکیه کدم هر کاری هم که دلم خواست می کنم هر طرف که دلم خواست چوکی خوده می چرخانم به تو چه.

م: توهم ای دوست مخور رنج کسی
به بلا کس که ندارد، به تو چه

خوب درباره ای بیت بفرمایین

استاد:  سخن از این محکم تر نمی شه. به درد و بلای کته کلان که کس نداره. تو چرا غصه دیگران هر می خوری؟ ندارن که ندارن. که گفته نداشته باشن؟ داشته باشن. اگه می خواهی یگان دندان به دانت سالم باشه دیگه غصه رنج کسی ره نخور. مه ایقه زامت نکشیدم که رنج دیگران ره بخورم. ایقه که غصه نگاه کدن چوکی خوده می خورم بس نیس که رنج دیگران ره هم بخورم

م: در بیت آخر حرف آخره کته کلان می زنه

نفس ملت اگر زیر فشار
رود و باز نیاید، به تو چه

استاد: درست است. این شاه بیت ای شعر اس. تو چه کار داری به ملت. زیر فشار نفس شان می برایه نمی برایه. تو خو زیر فشار نیستی. دیگه خاموش باش که هم آینه و هم توره می شکنم. آفرین به ای کته کلان که به گپ وجدان خود نشد. بعضی ها که به گپ وجدان خود گوش می تن به هیچ جایی نمی رسن مثل مه که گپ شه گوش کدم حالی فقط یک استاد استم

م: استاد! کلگی غبطه می خورن که کاشکی جایی شما می بودن

استاد: تو چه می فامی. تو هنوز نمی فامی که دان کته کلانا چه بوی می ته. مه کاشکی بی وجدان می بودم و حالی دنیا دست مه بود.

م: ای هم از تأثیر شعر امروز به جای تأثیر مثبت به استاد ما هم تأثیر منفی مانده. امید وارم که به شما ملت قافیه دوست تأثیر مثبت بانه.




مثل شکارچی که تو را بو کشیده ام

خود را پیت روانه به هر سو کشیده ام

بعد از عبور گردنه ها و فراز ها

یک دره پر ز گله آهو کشیده ام

تو در میان گله  و من بی قرار تو

در بین نیز جنگل جادو کشیده ام

تقدیر ما چه هست که خود را در این سو و

اما ترا به آن سوی آمو کشیده ام

گر چشمهای شوخ تو یک باغ روشن است

شاید به جای پلک تو ناجو کشیده ام

ناجو کشیده باز کنارش دو جوی خون

در آن روان هزار پر قو کشیده ام

پر کرده صبح دهکده را موج این خبر

گم گشته دختری که من آهو کشیده ام

ردی جز این نبود که پایان قصه را

یک دسته مو گره به گل مو کشیده ام

حالا بیا بسنج غمی کیست بیشتر؟

تو ادعا مکن که ترازو کشیده ام

چهارم دی ماه 88 مشهد

 

جاده جوانی

نویسنده: بینش

تهیه:موحد

پخش: شنبه پنجم دی ماه 88

................

ما این سفر به نام تو آغاز می کنیم

با بال جان به شوق تو پرواز می کنیم

از خون و شعله می گذریم و خیال خود

هر دم به عشق روی تو دمسازمی کنیم

جان برکفیم و عشق تو را با زبان خود

در گیر و دار حادثه آغاز می کنیم

هر قطره اش هزار پیام است خون ما

در مقدم تو این همه اعجاز می کنیم

         موزیک

سلام بر حسین چراغ هدایت و کشتی نجات امت

سلام بر او که دانشسرای مکتب اولاد آدم را در کربلا تأسیس کرد

سلام به شما شنونده های عزیز و ارجمند جاده جوانی، شما که محبت اهل بیت و عشق امام حسین علیه السلام در سینه های تان تلاطم می کنه.

          موزیک

عزیزان شنونده تاسوعای حسینی را بر شما تسلیت می گوییم و تشکر می کنیم از اینکه امروز هم همسفر جاده جوانی استین. با کاروان نینوائیان هسفریم و پا به پای کاروان منزل به منزل حرکت می کنیم. به این امید که نام ما هم در فهرست نام عزادارن حسینی ثبت شود

           موزیک

تلفن ها

    موزیک

بیشتر از یک هفته است که با موضوع منزل به منزل در خدمت تان هستیم. به قصد اینکه منزل به منزل با کاروان امام حسین حرکت کنیم و روایت گر حماسه بزرگی باشیم که ایشان آفریدند و حالا رسیده ایم به تاسوعا. امروز می خواهیم بدانیم که در تاسوعا چه گذشت.

             موزیک

عصر تاسوعاست. گرمای آفتاب امان آدم را می برد. صدای شیهه اسپ ها و نعره مستانه سپاه دشمن شنیده می شود. با آنکه فوج فوج به سپاه دشمن اضافه می شود، اما امام و یارانش آرامش فوق العاده دارند. فوج دیگری از سپاه به دشمن افزوده می شود. شمر است با چند هزار لشکر و حامل نامه ایست به عمر ابن سعد فرمانده سپاه دشمن. در آن نامه خطاب به عمر ابن سعد نوشته شده که یا جنگ با حسین را آغاز می کنی یا فرماندهی سپاه را به شمر می دهی.

      موزیک

در عصر تاسوعا دشمن می خواست جنگ را آغاز کند. اما حسین علیه السلام و یارانش عاشق عبادت هستند. می خواهند آخرین شب را با معشوق خویش نرد عشق ببازند. به همین خاطر شب عاشورا را مهلت می گیرند که خلوت کنند با دلبر خویش و تماشایی ترین عشق بازی شان را به ثبت برسانند.

آن شب از شو رمناجات حسین            آمدند لاهوتیان با شور و شین

در تردد انبیا و اولیا                       بوده آن شب از خدا تا کربلا

این چنین بود که شب عاشورا شبه قدر عاشقان پاک خدا نام گرفت

         موزیک

شب عاشورا شب سر نوشت ساز است، یک امتحان سخت پیش روست. شب تصمیم گیری است. لشکر امام بین ماندن و رفتن باید یکی را انتخاب کنند و چه سخت امتحانی است. امشب چراغ ها خاموش می شود تا چهره مردانگی روشن شود. امام حسین علیه السلام چراغ ها را خاموش می کند و خطاب به یارانش می گوید: این جماعت به من کار دارند. من بیعتم را از شما برداشتم. از تاریکی شب استفاده کنید و خود را نجات دهید. بدانید که فردا کسی زنده نمی ماند.

بر گرفتم از شما ها بیعتم           وا نهید تنها مرا با غربتم

چراغ خاموش شد تا کسانی که می روند چشم شان به امام نیفتند و خجالت نکشند و یا با امام رو دربایستی پیدا نکنند.

گر خجالت می کشید از روی من     شب گریزید یک به یک ا زکوی من

چراغ خاموش شد تا آنها که دل بسته دنیا و اهل و عیالند از لشکر جدا شوند و آنها که به خاطر دنیا و پست و ریاست آمده اند برگردند تا فردا در سپاه امام کوچک ترین ضعفی دیده نشود و خدایی ناکرده کسی از لشکر امام به لشکر دشمن پناه نبرد.

           موزیک

چراغ که روشن شد، خیلی ها ناکام شده بودند و در تاریکی گریخته بودند. آنها که منزل به منزل آمده بودند و دم از یاری و جانفشانی می زدند حالا فرار را بر قرار ترجیح داده بودند. به دسته های سه نفری و چهار نفری سپاه امام را ترک کرده و از خیمه ها دور می شدند. آنها رفتند اما پیمان شکنی شان ماند. آنها رفتند ولی تاریخ ناجوانمردی آنها را فراموش نمی کند.

اما عده ای هم کامیاب شده بودند. آنها وداع کرده بودند از زندگی و زیبایی هایش. آنها می خواستند امام شهادت نامه آنها را امضا کند. آنها به عشق رسیده بودند. آنها چهره مردانگی را سفید کردند و تا صبح به معاشقه با خداوند پرداختند.

          موزیک

یاران امام سر خوش از باده عشق بودند، با هم مزاح و بذله گویی می کردند. حبیب ابن مظاهر با آن محاسن سفیدش شور جوانانه پیدا کرده بود و با بذله ها و شیرین سخنی هایش تبسم را مهمان لبها می کرد. جوانان هم عالمی داشتند. علی اکبر قاسم عون و جعفر و دیگران چه بساط راز و نیازی پهن کرده بودند.

قاسم نوجوان است اما جام معرفت از دستان ولایت نوشیده است. قلم تا هنوز انگشت می گزد از جواب زیبایی که قاسم به عمویش درباره مرگ داد. وقتی امام از او پرسید مرگ در نظر تو چگونه است گفت: شیرین تر از عسل. شیرین تر از این توصیف درباره مرگ از زبانی کسی شنیده نشده است.

      موزیک

اگر این طرف یاران امام حسین علیه السلام صمیمی ترین شب و شب قدر عمر شان را سپری می کنند، در آن طرف هم عمر ابن سعد با خودش در گیر است. سر دو راهی مانده؛ با فرزند فاطمه سلام الله علیها بجنگد و یا از حکومت ری دست بشوید. قدم می زند. با خودش حرف می زند. به شمر نفرین می فرستد. اما نمی تواند انتخاب کند. از دست خودش عصبی است. فکر نمی کرد کارش با حسین به جنگ بکشد. عشق حکومت ری او را کور کرده. عقلش هم می گوید راه توبه باز است. توبه می کنی خدا هم مهربان و توبه پذیر است. با همین استدلال مجاب می شود. اما غافل است که بعضی جای ها

پای استدلالیان چوبین بود       پای چوبین سخت بی تمکین بود

او غافل است از اینکه در مقابل سید جوانان بهشت شمشیر می کشد و شاید توفیق توبه پیدا نکند.

        موزیک

همان گونه که عمر سعد با خودش در گیر است، حر هم با خودش درگیر است. او از اینکه راه را در یکی از منازل بر کاروان حسین علیه السلام بسته است، پشیمان است. پشیمان است از اینکه قلب زینب را شکسته است. او با هزار نفر سپاه راه را به کارون امام بست و نگذاشت کاروان امام آزاد باشد. او با لشکریانش تا کربلا کاروان امام را همراهی کرد. از همان زمان یک حس دیگری پیدا کرده بود. او خود را در آیینه ولایت دیده بود. امام به او و لشکرش آب داده بود ولی او فرمان داشت بر خورد دیگری با امام داشته باشد. او در مسیر راه تا کربلا متحول شد. گویا آبی که امام داده بود باده معرفت بود و نور معرفت را در او تابانیده بود. تصمیم گرفت از جام توبه بنوشد و در رکاب امام بجنگد. تصمیم های بزرگ این گونه سر نوشت آدمی را عوض می کند. او در حالیکه که پشیمان است و موزه هایش را پر از خاک کرده و حمایل گردن نموده، خطاب به امام حسین علیه السلام می گوید:

می نگر افغان و آه و ندبه ام         در پذیر ای مهر تابان توبه ام

       موزیک

دوستان جوان! بعضی وقتی به بعضی از حوادث فکر می کنند و خود را در آن شرایط قرا می دهند، با خود می گویند اگر جای آنها که در آن حوادث قرار داشتند بودند،چه می کردند؟ آیا می توانستند در امتحان ها کامیاب شوند یا خیر؟

مثلا اگرجای مردم کوفه بودند آیا پیمان خود را می شکستند یا مثلا در شب عاشورا وقتی امام چراغ را خاموش کردند، آیا آنها پیمان خود را شکسته و با استفاده از تاریکی شب  می گریختند یا می ماندند؟

اگر جای عمر سعد بودند چه تصمیمی می گرفتند آیا می توانستند از حکومت ری بگذرند؟

باید بگوییم که از این امتحان های سخت فقط مخلصان خدا و کسانی که فقط به رضایت او می اندیشند می توانند سر بلند بیرون شوند.

         موزیک

کاروان حسین در حرکت است. دوست عزیز تو چه موقعیت با این کاروان داری. آیا او را همراهی می کنی؟ آیا از دور به تماشا ایستاده ای و برایت فرقی ندارد که چه اتفاقی می افتد؟

مسلم است که شور حسینی داری و می خواهی زندگی با عزت داشته باشی. می خواهی آزاد زندگی کنی، حسینی زندگی کنی. تو جوانانی را که در کاروان او است الگو خود قرار می دهی و شجاعت و رشادت را از آنها می آموزی و هر گز نمی خواهی پایت از دایره حق بیرون گذاشته شود. تو تصمیم های بزرگ برای یاری حق می گیری. تو اگر احساس می کنی در جبهه حق نیستی مثل حر به سوی حسین هجرت می کنی. تو عاشورا را گرامی می داری و چرا که با عاشورا زندگی و آزادگی معنا پیدا می کند. تو عاشورا را زنده نگه می داری چون اسلام ناب با عاشورا تعریف می شود.

..........  

 

ایستگاه اول

بنام او که به ما شور حسینی بخشید. دوستان جوان سلام. تسلیت می گوییم ایام محرم و عزاداری های سالار شهیدان را به شما. باز هم در ایستگاه اول با شما همراه استیم. مطلب امروز ما درباره سقایت است. لطفا با ما همراه باشید

موزیک

دوستان از جمله اعمالی که در اسلام پاداش بزرگی دارد سیراب ساختن تشنگان است. در آموزه های دینی احادیث زیادی درباره آب رسانی به تشنگان وجود دارد. امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: کسی که تشنه ای را سیراب کند خداوند از نوشیدنی های زلال و دست نخورده بهشتی به او می نوشاند.

اعراب پیش از اسلام نیز توجه زیاد به این مسأله داشتند و این کار پیشه بزرگان و پیشوایان اعراب صحرا نشین به شمار می رفت. اجداد پیامبر این کار مهم را بر عهده داشتند و قریش آن را افتخار بزرگ برای خود می دانستند.

       موزیک

یکی از وظایف حضرت عباس در واقعه کربلا سقایت بوده است که این کار را از مدینه یا مکه آغاز کرد و تا کربلا به شایستگی به انجام رسانید. به همین خاطر هم ایشان لقب سقا گرفته است. لشکر عمر سعد از حربه کهنه بستن آب استفاده کرده و آب را به روی امام و یاران شان بسته بود. ایشان در شب هفتم محرم با حمله به شریعه فرات توانست به خیمه ها آب برساند. در روز عاشورا هم برای تهیه آب به جنگ رفت که پس از پر کردن مشک با نیرنگ دشمن رو به رو شد و مظلومانه به شهادت رسید.

از شرم رخت رونق مهتاب شکست     شب با قدمت سکوت مرداب شکست

با مشک ز روی زین فرو افتادی      آنگاه دل آینه و آب شکست

         موزی

جلوه ای از وفا داری امام در شریعه فرات در روز عاشورا مشخص شد. ایشان تشنه بود آب را تا نزدیکی دهان آورد می خواست بنوشد که به یاد تشنگی برادر و کودکان برادر افتاد لذا آب را بر زمین ریخت. او به خود نهین زد که حسین تشنه باشد و تو آب بنوشی.

او مشکل آفتاب را حس می کرد         در حادثه التهاب را حس می کرد

بی تابی کودکانش آتش می زد           وقتی خنکای آب را حس می کرد

.....................

یک صبح یک سلام

دوستی دیگر

تهیه: مجاب

تاریخ پخش شنبه پنجم دی ماه 88

...........

بنام او که همیشه در حضورش هستیم. سلام بر حسین که عزت و آزادگی را معنا کرد. سلام به شما عزیزان شنونده تاسوعای حسینی بر شما تسلیت باد. با بخش دوست دیگر مهمان صفا و محبت تان هستیم. کتابی را که امروز معرفی می کنیم عنوانش هست چهل جلوه از ولایت در عاشورا نوشته داکتر اسماعیل منصوری لاریجانی.

      موزیک

کتاب چهل جلوه از عاشورا نگاه عرفانی به حادثه کربلا دارد. در واقع به تفسیر کتاب عرفانی گنجینة الاسرار عمان سامانی می پردازد. در این کتاب حسین علیه السلام ساقی سر مستان است که عشق را از ملکوت به زمین آورده است تا در کربلا با لشکر نفس و شهوت مبارزه کند. در این کتاب که در چهل ولایت تدوین شده است. در هر ولایت سر از اسراری ولایت آشکار می شود. بعضی از عنوان هایی که سر فصلهای این چهل جلوه هستند عبارتند از ولایت مظهر عشق الهی، ولایت در منزل هدایت، ولایت در منزل مسوولیت، ولایت و هجرت، ولایت در کعبه، ولایت در منزل توبه، ولایت در شب عاشورا، ولایت و شهادت، ولایت و صبر، ولایت و اسارت و ولایت و بلا

   موزیک

کتاب چهل جلوه از ولایت در عاشورا که به شمارگان سه هزار جلد در سال هشتاد دو به زیور چاپ آراسته گردیده است. می تواند فصل جدیدی پیش روی خوانندگان بگذارد و ولایت پذیری و ولایت مداری را معنا کند. این کتاب که نگاه عرفانی به حوادث کربلا و شخصیت های کربلا دارد با تکیه بر آیات قرآن و احادیث معصومین تفسیر عرفانی از آن حوادث می کند و به شرح ماجرا ها می پردازد. برای نمونه با پرداختن به حضرت عباس شراب طهوری که در قرآن از آن یاد شده معنا می شود.

     موزیک

در صفحه نود سه می خوانیم:

قمر بنی هاشم ساقی کربلا فاتح چشمه طهوری در کوی ولایت امام حسین علیه السلام است. ساقی کربلا زمانی این رمز را کشف می کند که امام حسین علیه السلام او را مأمور می کند از رود فرات برای تشنگان حریم عصم و طهارت آب بیاورد.

قمر بنی هاشم عاشقانه این مأموریت را می پذیرد و به طرف رود فرات حرکت می کند اما به فکر فرو رفته بو که رمز و راز تشنگی چیست؟

گفت عباس سر این دستور چیست    چشمه بر آب روان مأمور نیست

اما همین که به آب رسید دریافت که آب هم تشنه مولایش حسین علیه السلام است و با بی قراری تمام به ساقی کربلا عرضه داشت

من خودم مست شراب ساقی ام        از یم کوی ولایت باقی ام

جوش دارم دم به دم از جوش او      تشنه باشم تشنه یک نوش او

 

 

 

جاده جوانی

نویسنده: بینش

تهیه: موحد

تاریخ پخش: پنج شنبه 3 دی 88

..........

جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم

کربلا منتظر ماست بیا تا برویم

ایستاده است به تفسیر قیامت زینب

آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

خاک در خون خدا می شکفد می بالد

آسمان غرق تماشاست بیا تا برویم

تیغ در معرکه می افتد و بر می خیزد

رقص شمشیر چه زیباست بیا تا برویم

از سراشیبی تردید اگر بر گردیم

عرش زیر قدم ماست بیا تا برویم

زره از موج بپوشیم و ردا از توفان

راه ما از دل دریاست بیا تا برویم

..............

ای مهربان ترین با نام تو آغاز می کنیم و بر تو توکل می کنیم که هرکه بر تو تکیه کرد به پیروزی رسید

          موزیک

با یک سلام عصرانه دیگه به جمع صمیمی شما شیفتگان اهل بیت هستیم. سلام می کنیم به شما که با عشق حسین علیه السلام زندگی می کنید و محبت خاندان پیامبر -صل الله علیه و آله و سلم- قلب تان را پر ساخته است.

سلام به همه شما شنونده عزیز جاده جوانی. تسلیت می گوییم ایام عزاداری اهل بیت را. امید واریم که عزاداری های تان مورد پذیرش خداوند قرار گرفته باشد و نام ما و شما در لیست عزادارن سید الشهدا نوشته شود.

       موزیک

تشکر از اینکه جاده جوانی را برای شنیدن انتخاب کردید و خوشحالیم که شما جوانان عزیز رفیق راه ما هستید. حضور شما و محبت و همدلی های تان خاطره های شیرینی را برای ما به جای می مانه. دست شما را صمیمانه به خاطر این همه صمیمیت می فشاریم. بازهم همو خواهش همیشگی که با تماس ها و ارتباط های تان خستگی را از تن ما و همکاران ما خارج کنید.

         موزیک

شماره تلفن ها:

    موزیک

منزل به منزل موضوع جاده جوانی در این ایام است. در منزل قبلی از این حرف زدیم که حرکت امام حسین علیه السلام و قیام ایشان بر اساس پایه های قرآنی شکل گرفته است و از احساس تکلیف امام و دعوت و تبلیغ احکام دینی  به وسیله ایشان و دوری از ستم و هجرت و جهاد ایشان حرف زدیم و با مطرح کردن این عناوین بیان کردیم که امام با چه دیدگاهی پای در سفری بی بازگشت گذاشت. در منزل امروز درباره عوامل بوجود آورنده یک انقلاب و یک نهضت حرف می زنیم و به این سوال جواب می دهیم که چرا انقلاب می شود.

        موزیک

دوستان جوان! درباره این سوال که یک انقلاب از کجا شروع می شود و چه قسمی قابل بیان است، جواب های مختلفی داده شده است. یک عامل می تواند وجود فشار باشد. گاهی فشارهای سیاسی وجود دارد مثل خفقان اجرائیات غلط مجریان، تبعیض قایل شدن بین افراد، دستگیری های بی حساب، توسعه رشوه و وجود فضای بسته و دم کرده برای مردم و اهل فکر و قلم.

           موزیک

در کنار فشار های سیاسی فشار های اقتصادی هم قابل توجه هستند. در جامعه ای که فقر و بیکاری وجود دارد، یا برای یک عده زیادی محرومیت های فراوان وجود دارد؛ بخصوص افراد ضعیف جامعه و در عوض بعضی از طریق بیت المال به ثروت بی حساب و کتاب می رسند نارضایتی های فراوانی دیده می شود. زمانی که این نارضایتی ها به اوج خود می رسد، باید شاهد اعتراضات مردم و به خیابان ریختن ناراضیان باشیم.

       موزیک

درست است دوستان فشار های اجتماعی هم در بروز یک انقلاب موثر است. مثلا وقتی در جامعه ای ضعف اخلاق وجود دارد یا بزهکاری ها و بی بند و باری ها زیاد می شود، شرافت و عزت می میرد، اینجه دیگر آگاهان و بخصوص افراد مذهبی و متدین سکوت نمی کنند. آنها شخصیت افراد جامعه را در رعایت موازین اسلامی می بینند اما وقتی می بینند که بی بند و باری ها به اوج خود رسیده و دستگاه حاکم هم در ترویج آن تلاش می کند، دیگر سکوت نمی کنند چرا که سکوت کردن در اینجا یعنی زیر پا نهادن شرافت و عزت خود.

علاوه بر این فشار فشار فرهنگی هم قابل تأمل است. مثلا زمانی که افکار غلط زیاد می شود، اوهام و خرافات گسترش پیدا می کند، آداب و رسوم غلط به طور گسترده رواج می یابد، به مقدسات بی احترامی می شود و آزادی مذهبی وجود ندارد، تحمل این فضا برای افراد آزاده غیر ممکن می نماید.

        موزیک

ای حرف شما کاملا صحیح است که ممکن است در جامعه ای فشار و خفقان باشد ولی میزان آن به حدی نباشد که احساس شود، اکثر مردم در بی خبری به سر ببرند و از مسایل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی غلفت نمایند. بنا بر این دامنه فشار و شدت آن باید به مرزی برسد که مردم آن را احساس کنند. به مردم باید گفته شود که توسط دستگاه حاکم چه بر سر آنها، جامعه و مملکت شان می آید. یک یک افراد همدیگر را از وقایع و جریانات با خبر سازند. به مردم گفته شود که دستگاه حاکم از اجرای امور عاجز است و در رفع مشکلات ناتوان. مردم باید احساس کنند که فریاد ها در گلو خفه می شود و تلاش ها به جایی نمی رسد. مردم قبل از به قدرت رسیدن یزید خفقان و فشار را احساس می کردند. دلیل آن دوازده هزار نامه و یا به قولی هژده هزار نامه مردم کوفه به امام حسین علیه السلام و دعوت ایشان به این شهر یکی اش می تواند همین احساس خفقان باشد. بگذریم از اینکه تطمیع ها و تهدید های ابن زیاد باعث شد که عهد و پیمان خود را بشکنند.

    موزیک

شما می دانید که روحیه بعضی از ملت ها به قسمی است که هرچه به آن ها فشار بیشتری وارد شود، گردن خود را بیشتر خم می کنند و امید به نجات و تمایل به نجات را از دست می دهند. روشن است که در چنین جامعه هایی هیچ انقلاب و نهضتی شکل نمی گیرد. مگر اینکه روشنگری هایی از سوی افراد دلسوز صورت بگیرد و به آنها امید و بیداری داده شود. بنابراین برای این که حرکتی صورت بگیرد و افراد جامعه تکانی به خود بدهند، باید کاری کرد که افراد جامعه تمایلی به نجات خود داشته باشند.

                   موزیک

کسی که در حال غرق شدن است و تلاشی برای نجات خود نمی کند و یا امید خود را برای نجات از دست داده است حتما غرق می شود. او باید فریاد بزند، کمک بخواهد و خود هم دست و پا بزند تا غرق نشود. امام حسین علیه السلام بخصوص در شش ماه اخیر عمر خود سعی کرد یأس و نا امیدی را از مردم دور کند و به آنها تمایل نجات برای خود را بوجود آورد. در منزل های مختلف برای مردم سخنرانی می کردند و فضای دم کرده ای را که یزید و قبل از او معاویه بوجود آورده بود را ترسیم می کردند.

            موزیک

             موزیک

دوستان اگر مردم جامعه تمایل به نجات خود داشته باشند و باور داشته باشند که می توانند نظام فاسد را از بین ببرند، دیگر سکوت و پذیرش ستم گناه نا بخشودنی است. وقتی جامعه به خود باوری رسید ممکن است به شکل گروه گروه دست به قیام بزنند، اینجاست که برای اتحاد نیرو ها و اینکه نهضت از جاده اصلی منحرف نشود، وجود رهبری که صداقت ، علم و آگاهی و ایمان به هدف داشته باشد لازم است. او باید از مدیریتی قوی بر خوردار باشد و زمان شناس موقعیت شناس و دشمن شناس باشد.

ما در انقلاب اسلامی ایران می بینیم که رهبری امام خمینی(ره) چگونه آن را به پیروزی می رساند. ایشان همیشه به مردم به خصوص جوان ها توصیه می کردند که به خود اتکا کنند و خود را باور داشته باشند. ایشان انقلاب اسلامی ایران را متأثر از انقلاب امام حسین علیه السلام می دانستند. قیام مردم در عاشورا ها جلوه دیگر پیدا می کرد.

         موزیک

دوستان حرکتی که به رهبری امام حسین علیه السلام شکل گرفت قرن به قرن و منزل به منزل ادامه دارد، صدای این کاروان هنوز هم شنیده می شود. این کاروان در عبور از قرن ها و سالها بر ملتها تأثیر گذاشته و انقلاب های فراوانی متأثر از آن است. مهاتما گاندی معمار استقلال هند درسی را که از سرور آزادگان گرفته بود برای استقلال هند به کار بست. او می گوید: من برای مردم هند چیز تازه نیاوردم فقط نتیجه ای را که از مطالب و تحقیقاتم درباره تاریخ کربلا به دست آورده بودم ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی پیمود.

   موزیک  

خط با خون تو آغاز می شود

از آن زمان که تو ایستادی، دین راه افتاد

و چون فرو افتادی حق بر خاست

تو شکستی و راستی درست شد

و از روانه خون تو بنیان ستم سست شد

        موزیک

 

جاده جوانی

نویسنده: بینش

تهیه آقای موحد

پخش: دوم دی 88

...............

قد بر افرازید یک میدان شجاعت پیش روست

پرده بردارید، صد آیینه حیرت پیش روست

ای حسینی مشربان! در معبد آزادگی

تا نماز آرید محراب عبادت پیش روست

عقل می لافد، حریفان تیغ در خون شسته اند

عشق می گوید: نظر گاه شهادت پیش روست

عقل می بافد که بال خسته را پرواز نیست

عشق می گوید: که اوج بی نهایت پیش روست

                موزیک

بنام نامی حق، او که راه سرخ شهادت را پیش روی آزادگان گذاشته است.

              موزیک

سلام بر حسین که اسماعیل برگزیده خداست و رویایی به حقیقت پیوسته ابراهیم.

سلام بر شما که در خط حسین حرکت می کنید و همراه کاروان او منزل به منزل می روید.

سلام بر شما شنونده های عزیزی که حسینی زندگی می کیند.

              موزیک

بازهم با جاده جوانی این افتخار ره داریم که مهمان محبت های شما باشیم و یک سفر 45 دقه ای دیگه ره آغاز کنیم. البته منزل به منزل با کاروانی که از مدینه راه افتاده و بعد از چند ماه حالا در مسیر کوفه حرکت می کنه. شما می دانید که هیچ سفری بدون دلیل نیست. هر چند که در برنامه های قبل کم و بیش به اهداف خروج امام حسین(ع) از مدینه اشاره کردیم در منزل امروز از زوایای مختلفی این حرکت بی نظیر امام را بررسی می کنیم تا کسایی که با ما منزل به به منزل می آیند، پاسخ خوده در مورد علت قیام امام حسین(ع) بگیرند

          موزیک

ای که جهان در ارغنون چشمت خلاصه و روز واقعه در واپس قدم های تو به عظیم ترین حادثه بدل می شد. جهان جاودان از انتخاب تو بود. تو عازم کدام سیاره روشنی که اینگونه راه در قدم هایت بی تاب است؟

پلک زمین می پرد و تو به پرواز دسته دسته هفتاد و دو کبوتر می اندیشی. پلک زمین می پرد و تو به یارانت می گویی یک پلک بعد مسیر تاریخ را خون شما تعیین می کند.

       موزیک

شما می دانید که هر سفری را مقصدی است و هر کاری برای هدفی انجام می شود. وقتی که کاروان امام حسین(ع) از منازل مختلفی عبور می کند، ای سؤال ایجاد می شود که این کاروان به کجا می رود؟ چه هدفی از این سفر دارد؟ آیا برای تجارت می رود؟ آیا برای تفریح و زیارت می رود؟ آیا هجرت کرده است؟ حسین ابن علی چه هدفی دارد که به همراه خانواده خود تن به این سفر پر خطر داده است؟

     موزیک

شما می دانید که کسی خود را خلیفه پیامبر می دانست که از هوای نفس پیروی می کرد، اطاعت خدا را ترک کرده بود، علنی فساد می کرد، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده بود. یعنی اسلام به دست مدعیان حفظ و حراست خلافت بازیچه شده بود. در واقع قرآن و احکام آن مهجور وغریب مانده بود و به سنت های پیامبر(ص) عمل نمی شد. مثلا تبعیض بین عرب و غیر عرب قایل بودن. یک عده ای بیت المال را مال خود دانسته و هر قسم که می خواستند خرج می کردن. خود یزید در جایگاه خلیفه اسلامی فسق و فجور هایی را مرتکب می شد که زبان از بیانش شرم دارد. به همی خاطر امام حسین(ع) قیام کرد تا امت جدش را اصلاح کند

               موزیک

دستگاه حاکم به امام حسین(ع) تهمت هایی را زده بود. مثلا ایشان را شخصی معرفی کرده بود که از دین خارج شده، از سنت پیامبر عدول کرده و میان امت اسلامی تفرقه ایجاد می کند. امام حسین پای در سفر پر خطر گذاشت که از خود و شخصیت خود دفاع کند و از عزت و کرامت انسانیت دفاع کند.

در یکی از منازل شخصی پرسید ای فرزند رسول خدا چرا از حرم جدت بیرون شدی؟ امام از گستاخی های بنی امیه، از دست درازی های آنها به اموال امام و از ظلم شان حرف زد و سر انجام فرمود: «ولی به خدا قسم آنها مرا خواهند کشت و پروردگار لباس ذلت بر آن ها خواهد پوشاند.»

               موزیک

یکی از انگیزه های حرکت امام حسین(ع) این بود که جامعه از سنت پیامبر(ص) فاصله گرفته بود و ایشان می خواست که آن را احیا کند.  یعنی . ا چنان جامعه اسلامی دچار انحراف شده بود  خواهد پوشاند«»یجاد می کندد در حالیکه بیش از پنجاه سال از وفات پیامبر نگذشته بود اما چنان جامعه اسلامی دچار انحراف شده بود که نیاز به یک انقلاب و یک حرکت عظیم داشت. مثلا چنان جامعه دچار بی تفاوتی شده بود که اگر معروفی ترک می شد و یا منکری انجام می شد، کسی خم به ابرو نمی آورد. به همی خاطر امام در وصیت خود به محمد حنفیه فرمود که به خاطر امر به معروف و نهی از منکر قیام می کنم. ایشان راه کوفه را در پیش گرفت تا زمینه را برای امنیت مظلومان فراهم کند. تا حق مظلوم را از ظالم بگیرد. اموال مردم را از غارت و حیف و میل نجات دهد. امام حرکت کرد که تبعیض و فساد را از دامن جامعه پاک کند.

    موزیک

امام حسین(ع) در کنار انگیزه های دینی و اجتماعی انگیزه های سیاسی هم برای حرکتش داشت. او امام بود. وظیفه داشت امت اسلامی را از خطر و مفاسد دور کند. او هم مثل حضرت علی(ع) بنی امیه را ترسناک ترین فتنه ها برای مردم می دانست. او پای در سفر گذاشت تا فسق و فجور بنی امیه را افشا کند. امام واژگون کردن دستگاه یزید را ضروری می دانست. لازم بود به مردم بفهماند که اسلام دینی نیست که کسی چون یزید رهبرش باشد و احکام اسلامی را اجرا کند. کسی که با گستاخی اعلام کرده بود که نه برایش وحی مطرح است و نه بعثت و رسالت .

وقتی یزید دستور داد به زور از امام بیعت بگیرند. امام فرمود: مثل منی هرگز با مثل یزید بیعت نمی کند.

           موزیک

دوستان جوان! در عصر امام حسین(ع) شعار های جاهلیت احیا شده بود. مردم معنویت را از یاد برده بودند. نسل جدید از تعالیم اسلام فاصله داشت. از سویی هم بدعت ها زیاد شده بود و مردم هم سر در گم بودند. سالها دروغ و فریب بنی امیه بسیاری از حقایق را مسخ کرده بود و بسیاری از افکار خرافی در جامعه رواج یافته بود. در واقع آن چیزی که وجود داشت فرهنگ اسلام نبود بلکه بدعت هایی بود که بنی امیه گذاشته یا احیای سنت های جاهلیت بود. به همین خاطر امام حسین(ع) برخاست که شعایر اسلامی و فرهنگی اسلامی را مجدد احیا کند. این انگیزه فرهنگی در کنا انگیزه های دیگری که یاد شد وجود داشت.

           موزیک

بوی سکه، بوی بیعت، پرندگان را نیز مسموم می کند و خاکی که خاکستر است به گیاهان مجال بارور شدن نمی دهد.

زمین میدان کوچکی است که در آتش شقایق ها و آینه ها بر افروخته است و میدان به قهرمان افتاده ای می ماند که بر خاستن را چشم بر چشم آخرین خیمه دوخته است.

       موزیک

دوستان! امام حسین(ع) فرمود: مثل من هرگز با مثل یزید بیعت نمی کند. شما از این سخن این را استشمام می کنید که این بیعت بوی ذلت می دهد. چگونه یک انسان صالح از یک انسان فاسد پیروی کند؟ چگونه یک کسی که راه را خوب بلد است راهنمایی کاروان را به کسی بسپارد که راه را بلد نیست؟ این سخن یعنی اینکه در هر زمان و مکانی  هیچ شخص صالحی پیروی از شخص فاسدی را نمی پذیرد و تن به ولایت او نمی دهد. این سخن در زمان ما هم مصداق دارد. مبارزات مصلحین مثل سید جمال الدین افغانی، امام خمینی، شهید بلخی و دیگران به همین خاطر بوده است.

.................................

جاده جوانی

نویسنده: بینش

تهیه: موحد

تاریخ پخش: چهار شنبه سوم دی 88

.........

گرچه روزی تلخ تر از روز عاشورا نبود

آنچه ما دیدیم جز پیشامد زیبا نبود

عشق می فرمود باید رفت می رفتند و هیچ

بیم شان از تیر های تلخ و بی پروا نبود

خیمه ها از مرد خالی می شد اما همچنان

اهل بیت عشق از مردانگی تنها نبود

آسمان می سوخت از داغی که بر دل داشت آه

کودکی آتش به دامان می شد و بابا نبود

کاروان کم کم به سمت نا کجا می رفت و کاش

بازگشتی این سفر را باز از آنجا نبود

            موزیک

بنام او که در باغ شهادت را برای رسیدن به خود به ما معرفی کرده است.

          موزیک

سلام به او که از مشرق نگاهش عشق طلوع می کند، سومین آفتاب ولایت و اصحاب و انصار با وفایش.

و سلام به شما خوبان شنونده که با شور حسینی در مسیری گام می مانید که حسین گذاشته است.

        موزیک

شما جاده جوانی را می شنوید. یک سفر دیگر با کاروان نور. از شما دعوت می کنیم که امروز هم با ما منزل بزنید. امروز هم پا به پای کاروان امام حسین حرکت می کنیم و منزل به منزل این کاروان را دبنال می کنیم.

      موزیک

منزل به منزل موضوع جاده جوانی اس. در منزل قبلی یعنی در برنامه قبلی به بعضی از اهداف امام حسین علیه السلام اشاره کردیم و گفتیم که خروج امام حسین علیه السلام با انگیزه های دینیِ، اجتماعیِ، سیاسی و فرهنگی انجام شد. کسایی که در منازل مختلف از امام می پرسیدند که چرا به این سفر پر خطر  می روی، امام پاسخ های روشنی می داد و انگیزه هایی را که گفتیم مطرح می کرد و از دیگران هم می خواست که او را در این امر مهم یاری کنند.

در منزل امروز هم ریشه های قرآنی حرکت و نهضت امام را بررسی می کنیم.

           موزیک

دوستان! عصر امام حسین علیه السلام عصر مظلومیت قرآن است. عصر فراموشی امر معروف و نهی از منکر و عصری که ثروت ها به دست اغنیا دست به دست می شود و طبقات محروم و آسیب پذیر همچنان آسیب پذیر باقی مانده اند. ایشان همه این ها را می بیند و دوایش را هم می داند. برای طبیب سخت تر از این نیست که دوای دردی را بداند ولی نسخه ننویسد. به همین خاطر به سفری پای می گذارد که بتواند برای درد های جامعه نسخه بپیچد. نه برای دردهای زمان خود بلکه برای درده های بشریت در همه زمان ها و مکان ها.

      موزیک

شما این شعر را خوب بلد هستید که

چو می بینی که نا بینا و چاه است           اگر خاموش بنشینی گناه است

وقتی جامعه دچار کوری شده و دارد سقوط می کند، بی تفاوت بودن گناه نا بخشودنی است.  انسان باید واکنش نشان دهد و احساس مسوولیت کند. چرا که خدا او را مسوول آفریده و از او پیمان گرفته است. او باید بر شانه های خود بار امانت تکلیف را احساس کند و وظیفه خود را بشناسد. به همین دلیل است که امام حسین احساس تکلیف و مسوولیت می کند. نه تنها ایشان که جوانان و نوجوانانی که او را همراهی می کنند هم احساس مسوولیت می کنند. در میان این جوانان نوجوانان علی اکبر است، حضرت قاسم است، فرزندان حضرت زینب است و دیگر یاران ایشان هستند. در منازل مختلف این جوان نوجوانان، در برپایی خیمه ها. در تیمار اسب ها و شتر ها. در رسیدگی به زنان و کودکان هر کدام مسوولیت می پذیرند و چون پروانگانی به گرد امام خویش می چرخند.

              موزیک

یک راه بلد وظیفه اش این است که راه را نشان دهد تا کسانی که او راهنمایی شان می کند در بیابان ها سر گردان نشوند. او وظیفه دارد تذکرد دهد که فلان راه به بیراهه ختم می شود. و فلان راه به مقصد. او باید دست کسایی را که احیانا از راه منحرف شده و سرگردان بیانان ها شده اند بگیرد و به راه هدایت کند. امام حسین علیه السلام در قامت یک راه بلد و یک رهبر الهی وظیفه دارد برای مردم راه را نشان دهد. دین اسلام را تبلیغ کند و پیام الهی را ترویج نماید. او وظیفه دارد که جامعه را بخیر و راه درست دعوت کند و مردم را به مبارزه علیه طاغوت فراخواند. دعوت و تبلیغ امام برای قیام چه در مکه و چه در مسیر کوفه ادامه داشت. امام در هر منزلی که فرود می آمدند و یا با هر کسی که در راه بر خورد می کردند برایش از ماهیت یزید و بنی امیه می گفتند و از او دعوت می کردند که علیه ظلم و فساد با کاروان او همراه شود.

          موزیک

خوبان شنونده: انسان در زندگی اجتماعی اش سعی می کند کرامت و عزت خود را حفظ کند و به دنبال آزادی و استقلال است. او نه حق ستم کردن دارد و نه ستم پذیری. او حق ندارد به کسانی که ستم می کنند متوسل شود و یا از آن ها حمایت کند. حتی حق ندارد در برابر ستم سکوت کند. شما کسایی را که صدای مظلومی را می شنود و سکوت می کند محکوم می کنید. شما در موارد بسیاری از جوامع بین الملل خواسته اید که در برابر ستم هایی که بر مسلمانان می شود سکوت نکنند. مثلا در مورد فجایعی که در افغانستان، عراق، لبنان و فلسطین می شود.

در زمان امام حسین علیه السلام ظلم و ستم بیداد می کرد. چه ظلمی بالا تر از اینکه بنی امیه مقدسات اسلام را به بازی می گرفت. چه ستمی از این بالاترکه دستگاه حاکم با تطمیع، فریب، و تهدید و ترساندن و حتی قتل مردم را به بیعت شخص ستم گری فرا می خواند. امام حسین علیه السلام را هم به بیعت فرا خوانده بود. که امام بیعت با یزید را برای خود و جامعه اسلامی ذلت می دانست.

                موزیک

شما خوبان می دانید که هجرت در اسلام به اندازه ای مهم است که هجرت پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم مبدا تاریخ اسلام قرار

گرفته است. در مواردی لازم و واجب است انسان هجرت کند؛هجرت برای گرفتن حق خود، برای حفظ دین، شرف و ناموس خود، برای تبلیغ و ترویج دین اسلام. مهاجران باید در مسیر رحمت خدا و جلب عنایت او باشند. همچنین این هجرت می تواند برای سامان دهی یک حرکت جهادی علیه دستگاه ظالم باشد. هجرت امام حسین بر همین مبناست که شکل می گیرد. امام هجرت کرد تا با طاغوت مبارزه کند. با فساد مبارزه کند و صدای اسلام واقعی را به گوش جهان برساند. او با این هجرت حق و باطل مشخص کرد.

            موزیک

شما وقتی در مسیر حرکت می کنید با این پرسش رو به رو می شوید که کجا می روید؟ شما هم در جواب مقصد خود را می گویید. کلماتی مثل نمی دانم شاید فلان جای و شاید هم فلان جای که تردید و دو دلی را می رساند بر زبان شما جاری نمی شود. چون هدف تان مشخص است. ما و شما هر چه به هدف خود ایمان داشته باشیم بازهم ممکن است موانعی سبب شود که دست از هدف بکشیم. بعضی به راحتی دست از هدف می شویند با کم ترین سختی. بعضی بیشتر مقاومت می کنند. برخی هم که از ثبات در راه هدف دم می زنند وقتی پای جان در میان می آید از آن دست می کشند. تنها تعداد کمی ممکن است باشند که در هیچ شرایطی دست از هدف خود نکشند. مثل یاران با وفای امام حسین علیه السلام و جوانانی که در کربلا با حضور و ایمان و پایداری در برابر هدف تا همیشه تاریخ نام خود را جاودانه کردند. در جهاد افغانستان هم جوانانی را داشتیم که تا پای جان بر سر هدف خود می ایستادند و چون جوانان کربلا در جهت تحقق آرمان های اسلامی شربت شهادت نوشیدند.

     موزیک

کاروان منزل به منزل می رود. هنوز هم افراد با نفوذ دست از سر امام بر نمی دارند و از ایشان می خواهند که مسیر خود را عوض کند. قبلا یاد آور شدیم که بعضی در مدینه از امام خواسته بودند که از این سفر بگذرد. بسیاری از همان افراد هنوز از مدینه برای امام پیام می فرستند که به این سفر نرود. در این جریان ایشان را هشدار داده اند. تهدیدهای یزید و عمالش و شرایط زمان را برایش باز گو کرده اند و حتی صریحا گفته اند که او بر نیزه ها و شمشیر ها وارد می شود. ولی امام می داند که چه کار می کند و هدفش چیست؟ او به هد ف خود ایمان دارد. هدفش روشن است و راهش معلوم.

امام به صراحت می فرماید که اگر دین محمد با قتل من احیا می شود پس ای شمشیر ها مرا در بر بگیرید.

      موزیک